X
تبلیغات
وبلاگicon
شعر كوتاه
اشعار و ابيات كوتاه خواندني


ای مادر عزیز که جانم فدای تو

قربان مهربانی و لطف و صفای تو

هرگز نشد محبت یاران و دوستان

هم پایه محبت و مهر و وفای تو

مهرت برون نمی رود از سینه ام که هست

این سینه خانه تو و این دل سرای تو

ای مادر عزیز که جان داده ای مرا

سهل است اگر که جان دهم اکنون به پای تو

خشنودی تو مایه خشنودی من است

زیرا بود رضای خدا در رضای تو

گر بود اختیار جهانی به دست من

می ریختم تمام جهان را به پای تو


شاعر:  ابوالقاسم حالت 

(شعر کتاب سوم ابتدایی قدیم و ششم ابتدایی جدید)

نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 3:37 بعد از ظهر | لینک  | 


نگاه کن؛ زندگی امروز عجب  حال خوشی داره

کسی جز تو، گل و سبزه تو این هفت سین نمیذاره

رها شو؛ مثل این بارون بدون شکوه و ناله

ببین حتی قناری هم داره میخونه خوشحاله

همین حالا نگاهت رو از این دلشوره خالی کن

به قلبت وقتی دلگیره کتاب عمرو حالی کن

نگاه کن؛ این ور پرچین هوای زندگی تازه است

تا وقتی سر نچرخونی همین آش و همین کاسه اس

بخند و از غمت رد شو که عطر عشق پیچیده

شاید خندت به یک آدم امید زندگی میده

باید دلها رو عادت داد به  بغضی که تهش غم نیست

برای زندگی کردن هنوزم دلخوشی کم نیست


تیتراژ پایانی سریال موج و صخره

خواننده: رضا صادقی

نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 4:24 بعد از ظهر | لینک  | 


در بیمارستان ذهنم ،دیروز

به عیادت رویاهایم رفتم..!

کمی بیشتر از کمتر ، در حال بهبودی است.!


ارسال شده توسط:  مهدي http://royaygomshodeh.blogfa.com

نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 1:20 قبل از ظهر | لینک  | 


در خلال ده شب از بهمن، برون
صدهزاران فجر آمد، گونه‏گون
مهر روشن بر سیاهی چیره شد
چشم خفاش از فروغش خیره شد
فجر رحمت، فجر دولت، فجر نور
فجر آزادی زبند ظلم و زور
مهر، در آغوش ملت، جا گرفت
انقلاب او همه دنیا گرفت


منبع: بیتوته www.beytoote.com


برچسب‌ها: انقلاب, ایران, فجر, 22بهمن
نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 6:44 بعد از ظهر | لینک  | 


امشب به برِ من است و آن مايه ی ناز

يا رب تو کليد صبح در چاه انداز

ای روشنی صبح به مشرق برگرد

ای ظلمت شب با من بيچاره بساز


امشب شب مهتابه حبيبم رو ميخوام

حبيبم اگر خوابه طبيبم رو ميخوام


خواب است و بيدارش کنيد

مست است و هشيارش کنيد

گوييد فلانی آمده  آن يار جانی آمده

آمده حال تو احوال تو سيه خال تو 

سپید روی تو سیه موی تو ببيند برود


امشب شب مهتابه حبيبم رو ميخوام

حبيبم اگر خوابه طبيبم رو ميخوام


شاعر:  علی اکبر شیدا 

نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 11:14 قبل از ظهر | لینک  | 


آنقدر آرامم ،


که شک دارم به بودنم !

ترسم نه از طوفان ،

از مرداب شدن روحی ست

که هم قافیه ی پرواز

ترانه می سازد !!!



سروده شده توسط: سامره حمیدیان

http://www.yaddashthayeabi.blogfa.com 

نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 10:36 قبل از ظهر | لینک  | 


(اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا)
به خال هندویشم بخشم غبار راه مولا را

تمام شاعران از خود همه یک چیز بخشیدند
یکی بخشید چون حافظ سمرقند و بخارا را

یکی جان را فدا کرده یکی آه و نوا کرده
یکی با طبع سرشارش بداده دست و هم پا را

یکی مجنون شده بلکه رباید دل زمعشوقش
یکی چون شهریار آمد که بخشد روح و اجزارا

ولی من بخشمش خاکی،که درمان همه درد است
که عطرو بوی آن تربت تجلی داده دلها را

حسین بن علی باشد شه آن خاک افلاکی
که مست خود کند نامش همه خوبان دنیا را


شاعر:  بهلول حبيبي زنجاني

نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 4:12 بعد از ظهر | لینک  | 


در نگاهت خوانده ام غرق تمنایی هنوز

گرچه در جمعی ولی تنهای تنهایی هنوز

بی تو امشب گریه هم با من غریبی میكند

دیده در راهند چشمانم كه بازآیی هنوز


ارسال شده توسط:  نازنين  http://nani67.blogfa.com

نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 10:48 قبل از ظهر | لینک  | 


گرچه عشق اهلی ایچر بادنی جان سالیغینا

ایچیرم جام شرابی یارادان سالیغینا

ایچیرم سل ده ساراداغدا چوبان سالیغینا

ایچیرم مین گول ایچینده بیر تیکان سالیغینا

جوانی اخیر ده ایریلیق قوجالدار بیلیرم

ایچیرم بیر قوجا شکلینده

جوان سالیغینا


ترک قیزی$


ارسال شده توسط:  صديقه

نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 11:45 قبل از ظهر | لینک  | 


روی گل محمدی از اشک، تر شده‌ست

با ما مصیبتی‌ست که عالم خبر شده‌ست

با ما مصیبتی‌ست که ورد زبان شده

با ما مصیبتی‌ست که خون جگر شده ست 

دشمن به فتنه سنگر تصویر را گرفت

لشکر نبرده‌ایم و نبردی دگر شده است

آن سوی خنده‌ها، همه دندان گرگ بود

اینک زبانشان به دهان ، نیشتر شده ست

از هیچ زاده‌اند و پی هیچ، زیسته

شیطان، بر این جماعت ابتر، پدر شده است

نمرود تیر بسته به زیبایی خدا

زیبایی خدا، به خدا بیشتر شده است

عالم، هنوز در صلوات است و همچنان

این رایت نبی ست که بر بام، بَر شده است


شاعر:  ميلاد عرفان پور

http://erfanpoor.blogfa.com

نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 3:28 بعد از ظهر | لینک  | 


جانم باش تا به لبم برسی...

می خواهم همه بدانند

که با تو 

جان به لب شده ام...


ارسال شده توسط: فاطمه

نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 12:57 بعد از ظهر | لینک  | 


گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز می شه...

گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آروم میگیره...

گاهی با یک کلمه ، يك انسان نابود می شه...

گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکنه

مراقب بعضی یک ها باشیم !!

در حالی که ناچیزند ، همه چیزند ....


ارسال شده توسط: سمیرا

نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 10:54 قبل از ظهر | لینک  | 


قل قل گرم سماور در اتاق

می برد من را به عصر کوزه ها

می برد تا لحظه ی افطارها

می برد من را به ماه روزه ها ...


منبع:   http://www.yasdl.com

نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 7:3 بعد از ظهر | لینک  | 


صدای آب می آید، 

مگر در نهر تنهایی چه می شویند؟

لباس لحظه ها پاك است.

میان آفتاب هشتم دی ماه

طنین برف، نخ های تماشا، چكه های وقت.

طراوت روی آجرهاست، روی استخوان روز.

چه می خواهیم؟

بخار فصل گرد واژه های ماست.

دهان گلخانه فكر است.


شاعر:  سهراب سپهری 

قسمتی از شعر آفتابی

نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 9:55 بعد از ظهر | لینک  | 


دلا ياران سه قسمند ار بداني

زباني اند و ناني اند و جاني 

به ناني نان بده از در برانش

محبت كن به ياران زباني

وليكن يار جاني را نگه دار

به جانش جان بده تا مي تواني


منبع:  تبیان www.tebyan.net

نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 8:21 بعد از ظهر | لینک  | 


دامن علقمه را عطر گل ياس يکي است

قمر بني هاشميان در همه ناس يکي است

سير کردم عدد ابجد و ديدم به حساب

نام زيباي اباصالح و عباس يکي است


منبع:  http://www.beytoote.com

نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 9:30 قبل از ظهر | لینک  | 


سه نور آمد به عالم پر ز احساس

معطر هر سه از عطر گل ياس

سه نور تابناک آسماني

حسين بن علي، سجاد و عباس


منبع: http://www.beytoote.com

نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 11:29 قبل از ظهر | لینک  | 


جگر شیر نداری سفر عشق مرو

که در این راه بسی خون جگر باید خورد

منم آن شیخ سیه روز که تا آخر عمر

لای موهای تو گم کرده خداوندش را


منبع:  وبلاگ کفشهای مکاشفه http://4121345.blogfa.com


برچسب‌ها: سفر عشق, خون جگر
نوشته شده توسط علي آليپا در ساعت 7:14 بعد از ظهر | لینک  |